تبليغاتX
کره و درامهای کره ای

بنام خداوند خوبی ها

دوستان گرامی سلام امروز من برای شما دوستان

تمامی موزیک های سریال جواهری در قصر را در این وبلاگ قرار داده ام

شما می توانید این موزیک ها را دانلود کنید

امید وارم از شنیدن این موزیک ها لذت ببرید

راهنمای دانلود : بعد از کلیک کردن بر روی یکی از لینک های زیر منتظر بمانید تا یک

 صفحه جدید کاملا باز شود و بعد از بازشدن  صفحه چند ثانیه ای صبر کنید تا 

 گزینه download file ظاهر شود و بر روی آن کلیک و گزینه(Save) را بزنید

توجه : تمامی موزیک های سریال جواهری در قصر ۱۶ قسمت می باشد

Dae Jang Geum Music 1

Dae Jang Geum Music 2

Dae Jang Geum Music 3

Dae Jang Geum Music 4

Dae Jang Geum Music 5

Dae Jang Geum Music 6

Dae Jang Geum Music 7

Dae Jang Geum Music 8

Dae Jang Geum Music 9

Dae Jang Geum Music 10

Dae Jang Geum Music 11

Dae Jang Geum Music 12

Dae Jang Geum Music 13

Dae Jang Geum Music 14

Dae Jang Geum Music 15

Dae Jang Geum Music 16

+ نوشته شده توسط مینا در پنجشنبه 1386/07/05 و ساعت 21:15 |

سلام دوستان گرامی حالتون خوبه این وبلاگ بی نظیرترین وبلاگ در مورد سریال جواهری در قصر است هر چی بخواهین توش پیدا میشه لطفا هر روز بیان ببینین چی گذاشتم

بررسی شعر تیتراژ پایانی جواهری در قصر 

 

متن اصلی:

اونارا اونارا آ جورنا : بیا بیا برای همیشه بیا                                                   

کانارا کانارا آ جوکارنا: برو برو برای همیشه برو

ناناری نار یو دو موت نو نانی: من پرواز میکنم اما نمی توانم شاد باشم

آ نی ری آ نی ری آ نی نو اِ: با وجود اینکه من او را دوست دارم نمیتوانم شاد باشم

اِ ای یاه، دی ای یاه، اِ یا نارا  نینو هو نینو هو نارا آ جوکارنا: با وجود اینکه کاری از من ساخته نیست من را به آنجا ببرید.

 

در ابتدا که معنی آن را میخوانید چیز چندانی متوجه نمی شوید. ولی اگر مقداری آن را باز کنم مطمئنا بسیار پر معنی و تفکر برانگیز است.
ترانه این مجموعه اونارا نام دارد و ایم سه هیوم آن را به زبان کره باستان سروده است. بسیاری از اهالی امروز کره هم از مفهوم آن سر درنمی آورند!
این ترانه به سبک پاناسوری سروده شده است. پاناسوری سبکی از موسیقی کره ای است که در سلسله جیسون ظهور کرد و در قرن ۱۹ از محبوبیت بسیاری برخوردار بود. در این سبک صدای خواننده و نوازنده درهم آمیخته می شود تا داستانی را در این میان نقل کند. ترجیع بند ترانه چو- ایمسائه نامیده می شود و در پاناسوری سنتی نوازنده طبل آن را همراهی می کند تا علاوه بر ضرباهنگ، ریتم هم به اثر بدهد. چو- ایمسائه متشکل از اصواتی به معنی یا کلمات کوتاه با مضمون کلی تشویق است.
از آنجا که زبان ترانه بسیار قدیمی است در مورد معنی آن اختلاف نظر وجود دارد. اما یکی از تفسیرهایی که در مورد آن وجود دارد و البته از بقیه هم موثق تر است بیان حقایقی در خصوص زندگی دختران و بانوان قصر است که باید تا آخر عمر به شاه وفادار بمانند و از عشق دلخواه خود چشم بپوشند.
در نسخه کره ای ترانه سه کودک کره ای که در مقطع چهارم دبستان درس می خوانند و درس های موسیقی کلاسیک را نیز آموخته اند آواز ابتدا و پایان ترانه را می خوانند. و اما قسمت میانی را خانم ای دانگ- هوی که خواننده سنتی کره می باشد اجرا کرده است. وی فارغ التحصیل موسیقی کلاسیک کره از دانشگاه ملی سئول است. هدف آهنگ ساز این ترانه تقابل دو نسل مختلف است نسل کودکان (که به قصر آمده و شور و شوق بسیاری برای آشپزی دارند) و نسل میان سال (که پی به بیهودگی در قصر برده اند و جز سکوت و صبر چاره ای ندارند) و این تقابل و تضاد، از این ترانه شاهکاری بی بدیل ساخته.
حال به شرح دقیق تر این ترانه می پردازیم:

شرح ترانه:

"اونارا" یک عبارت فشرده است که میگوید: اگر امپراطور دستور دهد، دختران (معمولا بین سن 5 تا 7 سالگی) برای همیشه باید به قصر بروند. جالب اینجاست که مصرع "اونارا" را کودکان در این ترانه با تاکید و احساس بیشتری ادا میکنند که این موضوع مد نظر آهنگ ساز این مجموعه بوده.
"کانارا" هم یک عبارت فشرده است که بیان میکند: اگر امپراطور فرمان به ترک قصر دهد بانوان دربار (که معمولا پیر و ناتوان شده اند) باید برای همیشه قصر را ترک کنند. در مصرع "کانارا" هم خانم دانگ- هوی با احساسی خاص این موضوع را به نمایندگی از بانوان پیر قصر ادا میکند.
"ناناری" نوع زنبور عسل است که با وجود داشتن بال قادر به پرواز نیست و این اشاره دارد به دختران قصر که با وجود داشتن احساسات کاملا رمانتیک حتی نمی توانند لحظه ای از پادشاه غافل شده و به سراغ عشق قلبی خود بروند.
و در نهایت بازهم "ناناری" اشاره به تلاش بیهوده و بی ثمر این زنبور دارد و درماندگی دختران قصر را با تاکید بیشتری بیان میکند.

+ نوشته شده توسط مینا در پنجشنبه 1386/07/05 و ساعت 11:33 |
 

 

دوستان می توانند از طریق سایت زیر اسم خود را به ژاپنی ببینند

http://lexiquetos.ohui.net/nombres-japones/?nombre=leeyoungae

+ نوشته شده توسط مینا در پنجشنبه 1386/07/05 و ساعت 11:27 |
 

امشب سه شنبه ۳ مهر ۸۶ در اخبار ۲۰:۳۰ اعلام شد که از یانگوم وامیتا باچان

 

برای حضور در ایران (اصفهان) از ۵ مهر تا ۱۱ مهر از سوی مقامات دعوت نامه ای به این ستاره های

 

شرق ارسال شد است . در ضمن مجری خبر فوق نام lee young ae را غلط تلفظ کرد .

 

با ارزوی موفقیت دوستان  و طرفداران این وبلاگ 

+ نوشته شده توسط مینا در سه شنبه 1386/07/03 و ساعت 21:58 |

یانگوم جواهری در سیما

«یانگوم» درامی تاریخی از زندگی واقعی دختری است که از ده سالگی به آشپزخانه سلطنتی می رود و بعدها به مقامی می رسد که تا آن زمان هیچ زنی به این درجه ارتقا پیدا نکرده است.

 

روزگاری کره جنوبی از گیسوان سیاه و براق دخترانش برای حضور در بازارهای جهانی بهره می برد و این گیسوان زیبا از راه دور، زینت روی زنان غربی می شد. روزگاری کره جنوبی از تنه درختان مرغوبش بهترین پایه ها را برای لم دادن مشهورترین مردان در این سوی دنیا می ساخت.و روزگاری دیگر گیاهان نادر و کمیاب اش را برای درمان دردها به پیشکش می فرستاد.
اما اکنون کره جنوبی لحظه به لحظه گوی سبقت را از پیشرفته ترین کشورها می رباید به گونه ای که یکی از قدرتمندترین کشورها در زمینه ساخت اتومبیل محسوب می شود.
یک روز چشم باز کردیم و دیدیم به راحتی با یک تکل جانانه توپ را از زیر پایمان گرفت و ما را که فکر می کردیم در فوتبال آسیا حرف های زیادی برای گفتن داریم جا گذاشت و حالا هم در زمینه سریال سازی (یکی از ضعف های ما یعنی کمیت بالا و کیفیت پایین) دنیا را شگفت زده کرده است.
مجموعه تلویزیونی «جواهری در قصر» با نام اصلی «یانگوم بزرگ» محصول سال ۲۰۰۳ شبکه MBC کشور کره جنوبی است.
«یانگوم» درامی تاریخی از زندگی واقعی دختری است که از ده سالگی به آشپزخانه سلطنتی می رود و بعدها به مقامی می رسد که تا آن زمان هیچ زنی به این درجه ارتقا پیدا نکرده است.
این مجموعه ۵۴ قسمتی به عنوان بهترین ساخته در طول تاریخ سریال سازی کشور کره جنوبی محسوب شده و طی سال های اخیر از پرمخاطب ترین مجموعه ها در دنیا و به خصوص کشورهای آسیایی به شمار می رود. بهانه اصلی من از پرداختن اجمالی به این مجموعه نه با هدف نقد (که در این مجال نمی گنجد) بلکه به عنوان مقایسه ای از آن با مجموعه های تلویزیونی خودمان است که شاید پاسخی برای علل بحران در این مقوله باشد.
۱) فیلمنامه:
اولین موردی که در جریان سریال سازی ما به عنوان ضعف عمده به آن اشاره می شود موضوع (طرح اولیه) و فیلمنامه است. برنارد شاو در این باره می گوید؛ طرح یک نمایشنامه مثل نت های موسیقی است گرچه تکراری، اما می توان از آن آهنگ های متفاوتی ساخت. با این گریز اشاره ای می کنم به طرح اولیه داستان یانگوم؛ «دختری که سعی می کند تا یاد بگیرد بهترین غذاها را بپزد تا روزی بانوی آشپزخانه سلطنتی باشد.»
آیا نظیر این طرح می تواند دستمایه ای برای یک داستان ایرانی باشد، آیا کسی از این طرح استقبال می کند تا به جاده فیلمنامه برسد و اگر هم بر فرض این اتفاق بیفتد آیا می تواند بستر مناسبی برای فراز و نشیب ها، تعلیق و کشمکش هایی باشد درخور یک مجموعه تلویزیونی؟ آیا می توان فیلمنامه ای نوشت که به رغم طولانی بودن بدون آنکه محور داستان از قهرمان آن فاصله بگیرد و بدون حاشیه های بی مورد و خسته کننده پیش رود؟
اما جواهری در قصر از فیلمنامه ای بسیار منسجم، پرکشش و محکم برخوردار است. فیلمنامه ای که می تواند الگویی باشد برای آنهایی که می نویسند و درسی باشد برای آنهایی که می خواهند بنویسند.
۲) کارگردانی:
داستان را می نویسیم، فیلمنامه خوبی از آب درآمده است و حالا باید آن را ساخت. در مجموعه جواهری در قصر میزانسن و دکوپاژ استادانه حرف نخست را می زند. دوربین به گونه ای حرکت می کند که نگاه ما را با خود به این سو و آن سو می کشاند. اتفاق های ساده آنقدر خوب به تصویر کشیده می شوند که زمان را فراموش می کنیم. ضرباهنگ فیلمنامه و کار به اندازه ای همگون است که ما نیز از این رابطه تنگاتنگ احساس رضایت می کنیم؛ شاخصه ای که در مجموعه های ایرانی معمولاً جای خود را به سردرگمی می دهد، سردرگمی ای که معمولاً موجب اختلاف بین نویسنده و کارگردان نیز می شود.
۳) انتخاب بازیگر (Casting) بازی های درخشان:
یونگ آی لی بازیگر ۳۵ ساله جواهری در قصر که شخصیت اصلی یعنی یانگوم را بازی می کند حضور چشمگیری دارد. یونگ آی (در کره جنوبی نام خانوادگی قبل از اسم می آید) به دور از خودنمایی که ضعف خیلی از بازیگران جوان تلویزیونی است در شخصیت یانگوم حل می شود تا جایی که نقش اش را بیشتر از خودش به تصویر می کشد و موجب همذات پنداری ما می شود.
یونگ آی لی- بازیگر، خواننده و موزیسین مطرح کره- بعد از بازی در جواهری در قصر به شهرت جهانی رسید.
وی متولد آخر ژانویه ۱۹۷۱ در سئول ،تحصیلکرده کشور آلمان است و به چند زبان تسلط دارد و اینک بازی درخشان او در نقش یانگوم راه وی را به سوی هالیوود هموار کرده است. وی تاکنون دو بار به عنوان بهترین بازیگر زن کره انتخاب شده است. کیو-یانگ-می بازیگر نقش «بانو هن» یکی دیگر از بازیگران موفق این مجموعه است. او بیشتر از اینکه با کلمات بازی کند و در ادای دیالوگ ها تبحر داشته باشد با میمیک چهره اش هر حسی را به مخاطب القا می کند.
بانو هن مربی و مراد یانگوم، دوست قدیمی مادر اوست که عاطفه ای مادرانه نسبت به وی دارد. این شخصیت در مقابل بانو چویی قرار گرفته که نقش آن را ژان می ری به عهده دارد.نکته قابل توجه دیگر انتخاب ژان می ری یکی از زیباترین و محبوب ترین چهره های کره جنوبی است.
و از نظر ظاهری از «کیو یانگ می» طرفداران بیشتری دارد اما در اینجا نقش بانو چویی که منفورترین نقش در این مجموعه است را بازی می کند.
بازی ها به قدری حساب شده و بی نظیر است که حتی یک لحظه به فکر بیننده خطور نمی کند می توان بازیگران نقش بانو هن و بانو چویی را باهم جابه جا کرد و این یکی دیگر از نقاط قوت مجموعه سازی است. مشکلی که ما با آن روبه رو هستیم.چرا که نه بازیگر به راحتی زیر بار می رود و نه سازندگان چنین ریسکی می کنند.
۴) حضور «عشق» و «نفرت» در حاشیه نه در متن:
مجموعه جواهری در قصر بر واژه «استقامت» و به قامت «دانستن» استوار است. عشق یا نفرت گرچه در آن موج می زند اما نگاه اصلی نیست.افسر مین ژان گو با بازی این هی جی بازیگر ۳۲ ساله کره ای به نام یانگوم علاقه مند است و یانگوم نیز به او بی میل نیست. آن دو بارها و بارها سر راه هم قرار می گیرند و حتی جان یکدیگر را نجات می دهند.
اما پرداختن به این عشق یا حتی نفرت ها و خیانت هایی که در هزارتوی این مجموعه وجود دارند، ساختار اصلی جواهری در قصر نیست؛ ریشه سستی که مضمون بیشتر کارهای تلویزیونی ماست. جواهری در قصر به ما درس زندگی می آموزد. ما با یانگوم غذا می پزیم، با یانگوم تست می کنیم و با استعاره ای به نام طباخی در فراز و نشیب زندگی گام برمی داریم و با آزمایش و خطا به هدف نزدیک می شویم. تجارب ساده ای که هر یک می تواند پاسخی برای ندانسته هایمان باشد.
جا دارد به سکانسی تاثیرگذار اشاره کنم. «بانو هن از یانگوم کوچک می خواهد تا برایش آب بیاورد و این خواسته را بارها و بارها تکرار می کند، تا طلوع خورشید همچنان یانگوم خسته و سرخورده آب می آورد، خسته می شود اما ناامید نمی شود و در میان همین خستگی به راز آن پی می برد و این راز، راز موفقیت این سریال نیز هست و در آخر اینکه شاید بگوییم در روزگاری نه چندان دور، در دهه های شصت و هفتاد هم سریال های خاور دور نظیر «سال های دور از خانه (اوشین)» یا «هانیکو» نیز چنین موفق بوده، اما اینطور نیست.
سریال هایی نظیر «اوشین» یا «هانیکو» با مضمون تراژیک آن در شرایطی موفق بودند که از یک سو، روزهای پرالتهاب جنگ تحمیلی را سپری می کردیم یا در ریکاوری آن بودیم و از سوی دیگر، دسترسی به ماهواره، اینترنت و سی دی هایی که به روز ما را به تاز ه های هالیوود مرتبط می کند، وجود نداشت و از سویی دیگر به این باید اشاره کرد که در آن زمان تنها دو شبکه تلویزیونی در ایران بود که ما خواسته و ناخواسته اختیار چندانی برای انتخاب نداشتیم.
اما حالا با رقابتی که میان پنج شبکه تلویزیونی به خصوص در ساعات پیک برنامه های جمعه شب (نظیر سینما ۴ و شب شیشه ای) وجود دارد انتخاب جواهری در قصر دال بر برجستگی آن است و صدالبته ساخت آن صحه ای است بر گام های یک کشور توانا که می خواهد در هر زمینه ای پیشرفت کند.جواهری در قصر جمعه شب ها ساعت ۲۱ از شبکه دوم سیما روی آنتن می رود.     lee young ae

 

+ نوشته شده توسط مینا در سه شنبه 1386/07/03 و ساعت 13:10 |
لی
+ نوشته شده توسط مینا در دوشنبه 1386/07/02 و ساعت 11:32 |

 

+ نوشته شده توسط مینا در دوشنبه 1386/07/02 و ساعت 11:31 |

 

+ نوشته شده توسط مینا در دوشنبه 1386/07/02 و ساعت 11:30 |

+ نوشته شده توسط مینا در دوشنبه 1386/07/02 و ساعت 11:29 |

در این هنگام افسرمین توضیح می دهد که جان پزشک قصر در خطر بود زیرا او تنها کسی بود که همه چیز را در مورد اردک گوگردی می دانست و من زمانی که برای آشکار شدن حقیقت خانه اش را بررسی می کردم یک نفر را دیدم که می خواست او رابکشد بنابراین او را دنبال کردم اما او فرار کرد...

رییس دادستانی از افسرمین سئوال می کند که چرا او را پنهان کرده و به دادستانی خبر نداده است ، در این هنگام پزشک قصر می گوید متاسفم که این را می گویم اما به خاطرمنه ، چون من مدت زمانی می خواستم تا خودم را برای این مجازات آماده کنم بنابراین از او خواستم مدت زمانی به من وقت بدهد...

در این هنگان رییس دادستانی از یوئلی می پرسد که چه چیزهایی در مورد مدرک می داند که یوئلی می گوید بانوی منشی ها مرا تحریک کرد و باعث عصبانیت بانوچویی می شود ، وزیر اوو که فرصت را مناسب می بیند اعلام می کند که بانو چویی باعث و بانی قضیه اردک گوگرددار بوده است...

در این هنگام پزشک قصراعلام می کند که این کاری بود که هردوی شما انجام دادید ، در ابتدا پانسول چویی برادر بانو چویی شروع به توطئه کرد، بنابراین من و پزشکان قصر آشپزخانه را مقصر دانستیم وقتی داشتیم در مورد آشپزخانه تحقیق می کردیم آقای اوو مسئول تحقیقات در آن زمان بود اگرچه او سکوت می کند اما همه چیز را می داند چون او مسئول برنامه ریزی این خیانت بوده...

بانو چویی اعتراض می کند واعلام می کند که در آن زمان او در آشپزخانه نبوده است ، در این زمان دختری (هوانگ) که در آن زمان کارگر آشپزخانه بود و آن ظرف اردک را امتحان کرده بود وارد اتاق می شود، افسرمین از او می پرسد که آیا بانو چویی در آن زمان در قصر بوده است ،هوانگ می گوید بله او در قصر بود...

بانو چویی باز هم بهانه می آورد و می گوید که من در آن زمان به دستور بانو هن در مهمان خانه زندانی بودم ، دستیار بانوی سابق منشی های  قصر(بانو پارک) وارد می شود و به بانو چویی می گوید که من تو را آزاد کردم و مدارکی را که بانو پارک داده بود را به افسرمین تحویل می دهد و می گوید که بانو پارک به این جا نیامد چون گفت می خواهد مانند یک گنهکار به معبد سونگ داک برود...

افسرمین مدارک را به رییس دادستانی می دهد و می گوید که در این نامه که پنهانی به بانو چویی داده شده است نوشته شده است که چه کسی در قصر بوده و کجا سوپ اردک را روی هوانگ امتحان کنند و شما با خواندن نامی که در آخرین خط نامه است خواهید فهمید که این نامه را چه کسی نوشته است ، شخصی که مسئول تحقیقات بوده است آقای اوو...

رییس دادستانی که موضوع برایش روشن شده است اعلام می کند که ما این موضوع رابه پادشاه می گوییم وصبر می کنیم ایشان نظرشان را بگویند تا آن موقع بانو چویی را در اتاق سرپرستی پیشکارها بازداشت کنید و آقای اوو نیز در خانه باز داشتند...

رییس دادستانی به همراه دیگر مسئولین دربار به دیدن پادشاه می روند و از او می خواهند که قاضی را خود انتخاب کند و پادشاه وزیر چپ را به عنوان قاضی انتخاب می کند...

مجرمین را دستگیر می شوند و تحت بازجویی قرار می گیرند ، در این هنگام یکی از پیشکارها وارد می شود و اعلام می کند که بانو چویی ناپدید شده است...

بانو چویی که فرار کرده است می خواهد ملکه مادر را ببیند که ملکه مادر اجازه ی این کار را نمی دهد وبا نو چویی به انبار ذخیره فرار می کند اما یکی از بانوان آینده از پشت در صدای او را می شنود و به بانو مین اطلاع می دهد و بانو مین محلی را که بانو چویی در آن مخفی شده است را به یانگوم اطلاع می دهد و یانگوم به انبار ذخیره می رود ، بانو چویی می خواهد به او صدمه بزند که موفق به این کار نمی شود...

یانگوم به بانو چویی می گوید که من به شما شانس دادم اما چی باعث شد که این کارها را بکنید که بانو چویی اعلام میکند قدرت،ثروت و خانواده ام...

یانگوم می گوید آیا آن ها از خودتان مهم تر بودند ، شما تا به حال به این فکر کرده اید چطور اسمتان در قصر بماند، بانو چویی اعلام می کند که من فقط نمی خواهم قدرت از دستم برود...

یانگوم می گوید که با دستور عالی جناب پانسول چویی دستگیر و تمام اموال او تصرف شده است هم چنین آقای اوو و گیومیونگ دستگیر شده اند و اگرشما خودتان را معرفی نکنید گیومیونگ به همه چیز متهم خواهد شد...

بانو چویی که نمی داند چه کار کند به محلی که میونگی دفن شده است می رود و از میونگی تقاضای بخشش می کند...

بانو چویی هنگام برگشت روبان قرمزی بر روی درخت می بیند و یاد خاطرات گذشته خود می افتد و سعی می کند آن روبان را از شاخه درخت بازکند...

 ناگهان پایش لیز می خورد اما با دستانش شاخه درخت را می گیرد...

بانو چویی یاد خاطرات گذشته خود می افتد...

بانو چویی مانند زمان کودکی دستان خود را ول می کند اما این بار...

افسرمین خبر را به یانگوم می دهد و اعلام می کند ما نمی دانیم که او داشته فرار می کرده یا قصد   خود کشی داشته ، اما ما جنازه اش را در مت دونگ این پیدا کردیم...

یانگوم به فکر می رود افسرمین از او می پرسد که چه چیزی ذهن او را مشغول کرده است که یانگوم می گوید آن جا آرامگاه مادرم است...

افسرمین به محلی که مجرمین را جمع کرده اند می رود و حکم پادشاه را برای آنها می خواند...

زندانی اوو کیومو از قصر اخراج و به جزیره هاکسان تبعید می شود...

زندانی پارک کیوم اخراج از دربار و تبعید به جیجوا...

زندانی پانسول چویی محکوم به 20 ضربه شلاق وبه عنوان کارگر معدن به هام کیونگ فرستاده می شود...

زندانی چویی گیوم یونگ از دست دادن موقعیت و اخراج از قصر...

 و پزشک قصر و پارک یوئلی اخراج از قصر و ممنوعیت از پرداختن به پزشکی...

پانسول چویی به علت شکنجه در راه هام کیونگ جان خود را از دست می دهد...

گیومیونگ که خود را آماده ترک از قصر کرده است از یکی از بانوان آینده می خواهد که برود یانگوم را صدا کند و یانگوم می آید ، گیومیوگ رو به یانگوم می گوید می خواهی چیزی بهت بگم و نامه مادر یانگوم را زمانی که یانگوم را ترک می کرده را به او می دهد و می گوید خاله ام از من خواست این نامه رابسوزانم اما من این کار را نکردم من نمی توانم به خانواده ام کاملا وفادار باشم و هنوز راهی ندارم من اعتقاد کاملی ندارم و احساسی نسبت به گناه خود ندارم ، من هرگز عشق کاملی در یافت نکردم و هرگز عشق کامل به کسی ندادم...

در راه گیومیونگ افسرمین را می بیند و افسرمین به او اعلام می کند که متاسفم...

یانگوم به نزد پادشاه می رود و پادشاه به او اعلام می کند که قصد دارد به او پاداشی بدهد ، او هفتاد و هفت پیمانه برنج، هفتاد و هفت پیمانه حبوبات و سه پیمانه گیاهان دارویی به یانگوم می بخشد...

هم چنین پادشاه می گوید که تو تقاضایی داری که یانگوم می گوید من سه تقاضا دارم یک اینکه شأن و مقام بانو هن را برگردانید او کسی بود که بی انصافانه مرد که پادشاه قبول می کند هم چنین از پادشاه می خواهد که شأن و عزت مادرش را هم برگرداند و یانگوم ادامه می دهد و می گوید که مادرم یک بانوی دربار در آشپزخانه سلطنتی بود ، اون طبق قوانین سلطنتی مجازات شد بعد آنکه به دروغ متهم به داشتن رابطه با یک مرد شد زمانی که او شاهد بود که یک نفر چیزهای مضری در غذای مادر پادشاه این_سو می ریخت آن وقت او آشپزخانه دربار بود و یانگوم تقاضای سوم خود را عنوان می کند...

و یانگوم برای چند روز به عنوان بانوی اول آشپزخانه انتخاب می شود...

یانگوم طبق گفته بانو هن که به او گفته بود زمانی که بانوی اول آشپزخانه شدی در مورد ظلم هایی که به من شده است در کتابی که بانوان اول می رسد بنویس و یانگوم شروع به نوشتن می کند...

و یانگوم به دیدن پادشاه می رود و از این فرصتی که پادشاه به او داده است تشکرمی کند ، پادشاه می گوید این مربوط به قبل از زمانی است که به سلطنت برسم من در خانه والدینم بودم که یک دختربچه کوچک آمد و به من نوشیدنی داد ، اون مرا نشناخت و به بانوی دربار احترام کرد و رفت اون دختر تو نبودی که یانگوم اعلام می کند بله من بودم...

+ نوشته شده توسط مینا در دوشنبه 1386/07/02 و ساعت 10:59 |