تبليغاتX
کره و درامهای کره ای
سلام

حاتون خوبه

من این روزها سرعت اینترم پایین اومده از بازدیدکننده های عزیز معذرت می خوام

به محض اینکه درست شد پست های توپ می ذارم

کیارش جان اگه امکان داره تا اخر هفته بفرستی

راستی ایمیلتم بده تا کاری داشتم به ایمیلت خبر بدم

بچه ها منتظرم باشین

تا بعد

+ نوشته شده توسط مینا در شنبه 1386/12/11 و ساعت 10:22 |

سکانسهای ابتدایی مربوطه به قسمت قبل بودند که توضیح داده شدند.ولی باز سکانسهایی حذف شدند که توی قسمت قبل حذف نشدند.ولی با این حساب این قسمت سانسور  کمی داشت. ولی درعوض چهر بانو جمی به علت آرایش غلیظ همه جا رنگ پریده نشون داده شد . و چند تا آهنگ جدیدی و جالب وارد داستان کردند

 

فلاش بکهای در ذهن یوم مون که چه بلایی سر جانگهوا اورده

اینجا که گونگ بوک به لرد کیم میگه حال جانگهوا چه طوره یک آهنگ جدید وارد کار میشه که جایگزین میشه

و ابراز احساس گونگ بوک هم حذف میشه

در اینجا لرد کیم به گونگ بوک نمی گه اون توی مزرعه کار میکنه .چون مهمان خانه های اونجا با ایران فرق داره نمی توست هم بگه توی مهمان خانه کار میکرد پس کلمه مرزعه به کار برده شده . در اصل لرد کیم انینطور میگه که چشمهای گونگ بوک هشت تا میشه 

دعوا شدند بانو جمی که رنگش هم باید با این دادی که زده میشد سرش بپره که صدا و سیما این زحمت را کشید

سکانس مقایسه ای

 

 البته برای همخوانی کل این سکانس رنگش پریده بود برای اینکه کسی متوجه نشه

دادن خبر ورود ارباب سول و جو به بانو جمی از این زاویه

گرفتن نبض جانگهوا توسط حکیم باشی که در خارج تصویر قرار گرفت

سکانس ابتدای حرفهای جانگهوا با لرد کیم بعد از به هوش اومدن جانگهوا

که لرد کیم میگه بهار داره میاید اما به نظر میاید که زمستان قلب تو را ترک نکرده

پرش این قسمت مربوط به این سکانس میشد که چی ریانگ حرف دلش را به گونگ بوک میزنه

چی ریانگ به دیدن گونگ بوک میره و اول با صحبتهای کاری موقعیت را می سنجه و بعد حرف دلش را به گونگ بوک میزنه :

چی ریانگ : به نظر میرسه که ما باید 15 ماه بعد بندر دوک جین را با کشتی ترک کنیم

گونگ بوک : میدونم

چی ریانگ : کاپیتان جانگ من میدونم که مالک اون گروه تجاری که مسئولیت حفاظت از اون برعهده ماست جانگهواست . و می دونم که حتی به خاطر آدم کشها زندگیش در خطر افتاده  . من میدونم که نباید همچین افکاری داشته باشم  اما من آرزو داشتم که بانو جانگهوا کسی که به نظر نمی یومد از او  دل کنده باشی هرگز خودش را به تو نشون نده  اما برای تو دیدن دوباره اون ... سرنوشت و تقدیر بین شما باید خیلی محکم باشه .و فهمیدن اینکه هرگز در قلب تو جایی برای من نیست باعث آشفتگی و ناراحتی عمیق من میشه

چی ریانگ با چشمانی اشک بار از اونجا میره و هاجین خبر میاره که لرد کیم پیام داده که برید اونجا . گونگ به مقرر لرد کیم میره که مراقب اون میگه بانو جانگهوا در ساحل می خواد شما را ببینه

سکانسهایی از ملاقات با جانگهوا در ساحل

در این سکانس یوم مون به ارباب یی میگه ما باید تا موقع جزر آب صبر کنیم چون مد یعنی بالا اومدن اب و اگه موقعه حمله آب بالا اومده بود که گونگ بوک سریع موقعه حمله کشتی را بر میگردوند تا تلفات کمتر بشه

و پرش دیگه

نیو چانگ خبر حرکت کشتیهای جانگهوا را به بانو جمی میده و بانو جمی میگه همین حالا به ارباب یی خبر بده و رییس جانگ از این جا خبر دار میشه و به یوم مون میگه کشتیها از دیک جین هو راه افتادند

سکانسهای از حرکت کشتیها

 

+ نوشته شده توسط مینا در چهارشنبه 1386/12/08 و ساعت 15:20 |